
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش هستی بیدار نخواهم شد
امروز چنان مستم از باده ی دوشینه
تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد
تا هست ز نیک و بد در کیسه ی من نقدی
در کوی جوانمردی عیّار نخواهم شد
آن رفت که می رفتم در صومعه هر باری
جز بر در میخانه این بار نخواهم شد
از توبه و قرّابی بیزار شدم، لیکن
از رندی و قلاّشی بیزار نخواهم شد
چون یار من او باشد بی یار نخواهم ماند
چون غمخورم او باشد غمخوار نخواهم شد
تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم
تا غمخورم او باشد غمخوار نخواهم داشت
چون ساخته ی دردم در حلقه نیارامم
چون سوخته ی عشقم در ناز نخواهم شد
تا هست عراقی را در درگه او بازی
بر درگه این و آن بسیار نخواهم شد((فخرالدین عراقی))
برچسب:
نویسنده: محمدرضا طیبی
فخرالدین عراقی
| ایرانی
تولد :610 | وفات :688/11/8
در سال 610 هجری در روستای کمیجان از نواحی شهر همدان به دنیا امد.
پدر: عبدالغفار کمیجانی
مادر:-
برادر: -
خواهر:-
همسر:-
فرزند: کبیرالدین
در زمانی که سپاه مغول شهر های ایران را میدان تاخت و تاز و خون آشامی های خود قرار داده بود متولد شد.او پس از تکمیل آموزش قرآن برای ادامهٔ تحصیل به همدان رفته، و در آن جا تحصیل کرد. در کودکی قرآن را از بر نمود و می توانست آن را به آواز شیرین و درست قرائت کند. وقتی که هفده ساله بود جمعی از قلندران به همدان فرود آمدند و عراقی نیز به همراه آنان به هندوستان رفت و به شاگردی شیخ بهاء الدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج کرد و صاحب پسری شد. بیست و پنج سال سپری شد، و شیخ بهاءالدین وفات یافت، در حالی که، عراقی را جانشین خود کرده بود. بعد از هند، عراقی عزم مکه و مدینه کرد، و پس از حج به جانب روم رفت. در قونیه، به خدمت مولانا رسید، و مدتها در مجالس سماع حاضر شد. وی پس از سال ها اقامت در روم جانب شام رفت. فخرالدين ابراهيم عراقي همداني يکي از شاعران استاد ايراني است که غزل عارفانه را بسيار لطيف و طرب انگيز و سوزناک سروده است و شعر او وجد و شور خاصي دارد و در منتها درجه زيبايي غزل عارفانه است. ديوان قصايد و غزليات او شامل چهار هزار و هشتصد بيت در دست است، و بجز آن منظومه اي بر وزن حديقه سنايي به اسم "عشاق نامه" يا "ده نامه" براي شمس الدين صاحب ديوان سروده است. كتاب لمعات را به نثر در برابر سوانح العشاق غزالي ، در بيان مراتب عشق تاليف كرده است. اصطلاحات صوفيه نيز از آثار نثري او است. اشعار عراقي به رواني و شور عاشقانه و عارفانه معروف است. فخرالدين عراقي شاعر و عارف مشهوري بوده است ولي گذر زمان از شهرت وي كاست.
عراقی در هشتم ذیقعدة سال ۶۸۸ هجری. قمری در شهر دمشق درگذشته است.
عبدالرحمن جامي در نفحات الانس راجع به او ميگويد: «عراقي در صغر سن حفظ قرآن كرده و بغايت خوش ميخوانده ، چنانكه اهل دل شيفته آواز وي بودند.»
برچسب:
نویسنده: محمدرضا طیبی
بیا، کاین دل سر هجران ندارد
بجز وصلت دگر درمان ندارد
به وصل خود دلم را شاد گردان
که خسته طاقت هجران ندارد
بیا، تا پیش روی تو بمیرم
که بی تو زندگانی آن ندارد
چگونه بی تو بتوان زیست آخر؟
که بی تو زیستن امکان ندارد
بمردم ز انتظار روز وصلت
شب هجران مگر پایان ندارد؟
بیا، تا روی خوب تو ببینم
که مهر از ذره رخ پنهان ندارد
ز من بپذیر، جانا، نیم جانی
اگر چه قیمت چندان ندارد
چه باشد گر فراغت والهی را
چنین سرگشته و حیران ندارد؟
وصالت تا ز غم خونم نریزد
عراقی را شبی مهمان ندارد فخرالدین عراقی
برچسب:
نویسنده: محمدرضا طیبی
هر سحر ناله و زاری کنم پیش صبا
تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما
باد می پیمایم و بر باد عمری می دهم
ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟
چون ندارم همدمی، با باد می گویم سخن
چون نیابم مرهمی، از باد می جویم شفا
آتش دل چون نمی گردد به آب دیده کم
می دمم بادی بر آتش، تا بتر سوزد مرا
تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا
مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا
خود ندارد بی رخ تو زندگانی قیمتی
زندگانی بی رخ تو مرگ باشد با عنا فخرالدین عراقی
برچسب:
نویسنده: محمدرضا طیبی